#اگزوتیک (Exotic) برگرفته از واژهی یونانی به معنای لغوی «خارجی»، «عجیب و غریب» و «ناآشنا» است. در گذشته و در آغاز معنایی، این واژه به هر چیزی که خارج از محوطۀ خانه، سرزمین باشد اطلاق میشد. حتّی غذایی که یک یونانی در منزل همسایه صرف میکرد، صفت اگزوتیک میگرفت. همچنین، اگزوتیک در مباحث مربوط به تاریخ طبیعی و تجارت بینقارهای کاربرد داشته و به گیاهان، حیوانات، طعمها و هر چیز غریب و ناآشنا اطلاق میشده است؛ تا قرن شانزدهم این چنین معنای را با خود یدک کشیده است. در اعصار مختلف، این واژه تغییرات مصداقی داشته که بهمرور، شاخههای گوناگونی بر آن افزوده و تبدیل به جریان فرهنگی شده است. اگزوتیسم ادبی، فلسفی، تعلیمی از این شاخهها هستند. سفر و سفرنامهها، همچنین ترجمه از متون زبانهای دیگر، نقش پررنگی در آفرینش اگزوتیسم داشتهاند.
اگزوتیک در عصر حاضر را محصول مطالعات پسااستعماری و قریب به ادبیات تطبیقی قرار دادهاند که بهصورت بدویگرایی، قومگرایی و اومانیسم نیز خود را نشان میدهد. اگزوتیک، مترداف با «خارجی» و «بیگانه» برای غربیهایی است که نگاهی سابژکتیو (فاعلی) به شرق و مستعمرات خود داشتهاند. بعدها این واژه به هنر، طراحی و نقاشی و … نیز وارد شده و به معنای بیگانهکردن یک ایده، سبک، فرهنگ و … برای فرهنگهای خارجی است. «فرانسوا یوست» ( 1918.م)، نویسنده و نشانهشناس سوئیسی، بخشی از کتاب «درآمدی بر ادبیات تطبیقی» را به اگزوتیسم اختصاص داده است. وی مبنای اگزوتیسم (Exotism) را بر عدم شناخت و غریبهگی و «ریشه در رویکردهای گوناگون روانشناختی» میداند (ص، 175). دیگربودگی، دگرجایی، غریب و بیگانه و درعینحال، جذاب و کنجکاویبرانگیز که گردشگران را به سمت خود بکشاند. اگزوتیسم، وقتی وارد ادبیات و تبدیل به اگزوتیسم ادبی شد که نویسندگان و شاعران، وارد جهان ادبی نامتعارف و ناشناخته شدند و سعی کردند این عناصر ناشناخته را با جذابیت بیشتر به مخاطبانشان بنمایانند.
اصل دیگری که اگزوتیسم بر آن استوار است و معنا مییابد، نسبیت است. شرق برای غربیهای اگزوتیک است. مظاهر شرقی در کشورهایی مانند چین، ژاپن و خاورمیانه با فرهنگ و آداب و رسوم و تیپهای مختلف، برای مردم اروپا، غرب و آمریکا جذابیت دارد؛ ناشناخته و نامتعارف یا اگزوتیک است. اگزوتیسم یا اگزوتیک «حالت یا وضعیت غیربومی، غیرعادی، شگفتانگیز و مسحورکننده است. آثاری که از خصوصیت اگزوتیکی برخوردارند، موضوع تازه و کیفیت تصویری دورازذهن و جالب توجه دارند که خواننده یا تماشاگر پیش از آن شناختی نسبت به آن ندارد. چنین آثاری، صحنهها، شخصیتها و سنتهای ناآشنا و پرجاذبه را ارائه میدهند که در خواننده، اثری تکاندهنده به جای میگذارند و حالت هیجان و جذبهای در او به وجود میآورد. اغلب آثار اگزوتیکی، موضوعات غیرغربی دارند و صحنهها و بنمایههای شرقی آنها، چه از نظر ظواهر و تزئینات، چه از نظر موضوع جدی آن، چشمگیر و مجذوبکننده است. مانند هزارویکشب که برای خوانندگان غربی حالت و وضعیتی اگزوتیکی دارد» (میرصادقی، 1377: 27).
برترین نمونهی اگزوتیسم شرقی و ایرانی را کتاب «هزارویکشب» میدانند که با ترجمه به زبانهای غربی و لاتین، برای فرهنگ آن جغرافیا، نقش اگزوتیکی دارد. این مجموعهداستانهای شرقی با ریشههای ایرانی، عربی و هندی، یکی از معروفترین نمونههای ادبیات اگزوتیک است. داستانهای آن پر از شخصیتهای جادویی، ماجراهای عجیب و محیطهای خیالی است که خواننده را به دنیای دیگری میبرد. رمان «کیم»، نوشتهی «رودیارد کیپلینگ» که در هند دورهی استعماری بریتانیا اتفاق میافتد و داستان پسر یتیمی به نام کیم را دنبال میکند. توصیفهای دقیق از فرهنگ، مناظر و زندگی روزمره هند، این کتاب را به یکی از آثار اگزوتیک مهم تبدیل کرده است. رمان «قلب تاریکی» نوشتهی «جوزف کنراد»؛ این رمان ماجراهای سفر به کنگو و محیطهای بکر و ناشناخته آفریقا را دنبال میکند. همچنین، «خانهی ارواح»، نوشتهی «ایزابل آلنده»، داستان خانوادهای مکزیکی را در چندین نسل دنبال میکند و به بررسی وقایع تاریخی و اجتماعی در آمریکای لاتین میپردازد. نمونهی آشناتر و نزدیکتر، رمان«بادبادکباز»، نوشتهی «خالد حسینی»، داستان پسر جوان افغان به نام امیر و دوستش حسن است که به توصیف دقیق از فرهنگ، سنتها و جغرافیای افغانستان میپردازد.
این کتابها، تنها چند نمونه از آثار اگزوتیک بروزتر از هزارویکشب در ادبیاتند که هر کدام با توصیفهای دقیق و جذاب از فرهنگها و محیطهای ناشناخته، خوانندۀ ناآشنا را به دنیای شگفتانگیزی میبرند. «اگزوتیک ذاتی جهانی دارد، امّا بسته به اینکه در کدام ملت یا قاره باشد، تغییر شکل میدهد. این تفاوتها را ویژگیهای هر ملت، سنتهای مردمان خانهبهدوش یا خانهنشین، مهماننوازی یا بیگانهستیزی و خطمشی فلسفی و مذهبیشان تعیین میکنند. اگزوتیسم به عوامل عینی مانند شرایط اجتماعی، سیاسی، اقتصادی کشوری خاص، ارتباطات، ناوگان و تسهیلات جابهجایی برای سفرهای داخلی نیز بستگی دارد. بدون تردید، اگزوتیسم در ادبیاتهای مختلف قاعدهمند و یکنواخت نیست» (یوست: 1400: 194). بنابراین، اگزوتیسم وسعت و دایرهی معنایی گستردهای دارد. هر چند امروزه، با پیشرفت علم و فضای مجازی و هوش مصنوعی، اگزوتیک چندانی وجود نخواهد داشت.
کتاب «بخارای من، ایل من» یکی از مهمترین آثار «محمد بهمنبیگی» (1297-1389.ش)، نویسندهی قشقایی و بنیانگذار آموزش و پرورش عشایری است. بهمنبیگی در این کتاب، دست به اگزوتیکسازی فرهنگ قوم قشقایی زده است. او با توصیف فضاها، جغرافیا، طبیعت، زیست، فرهنگ، آداب و رسوم و اعتقادات دینی و غیردینی مردم قشقایی، جذابیت قومی آنها را به فرهنگ اکثریت و فارسزبان میشناساند. در اینجا، منظور نگارنده از اگزوتیسم، اگزوتیسم قومی، در برابر فرهنگ اکثریت است. مرز ملموس و واقعی وجود ندارد که قوم قشقایی را مرزبندی کند، امّا مرزهای فرهنگی و مجازی بسیار عمیق و طویل است.
.
.
.
متن کامل این مقاله را در کانال تلگرام نشریهی «پرنیان بیرمی» بخوانید.
اینجا: https://t.me/parnianbairami2

